یادگیری غیرهمزمان که از آن با عنوان یادگیری ناهماهنگ نیز یاد می‌شود، روشی در آموزش است که دانش‌آموزان محتوای یکسانی را در بازه‌های زمانی و موقعیتهای مکانی مختلف می‌آموزند. یادگیری غیرهمزمان با نام "یادگیری مستقل از مکان" نیز شناخته می‌شود و مخالف یادگیری همزمان است که در آن دانش‌آموزان از طریق فعالیتهایی مانند حضور در کلاس یا آزمایشگاه در زمانی یکسان، مطلبی را می‌آموزند.

محیط یادگیری غیرهمزمان، ابزار و محتوای آموزشی را برای ثبت، راهنمایی و بحث در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌دهد و نیازمند حفظ توانایی ارتباط بدون ملاقات در یک زمان و مکان یکسان است. تمام شبکه‌های یادگیری غیرهمزمان (ANL) فضای کنفرانسی مشترکی دارند (مانند تخته‌سیاه مجازی، ایمیل و چت‌روم) که در اختیار تمام افراد داخل فضای به اشتراک‌گذاشته شده قرار می‌گیرد تا پیامی را پست کنند، پیامی را بخوانند یا به پیامی پاسخ دهند. تصویر زیر جریان و پیشرفت یادگیری غیرهمزمان را به صورت خلاصه نشان می‌دهد:


تاریخچه

ریشه‌ی یادگیری غیرهمزمان به اواخر قرن نوزدهم بازمی‌گردد یعنی زمانی‌که یادگیری معادل (یا یادگیری از راه دور) برای اولین بار از مزیت سیستم پستی برای آوردن فراگیران از راه دور به درون حوزه‌ی آموزشی استفاده کرد. توزیع محتوای آموزشی استانداردشده برای اولین بار در جریان جنگ جهانی دوم صورت گرفت که شاخه‌های ارتش امریکا صدها فیلم آموزشی تهیه و بین میلیونها نفر توزیع کردند.

یادگیری غیرهمزمان آنلاین زمانی آغاز شد که مدارس و دانشگاهها در اوایل دهه‌ی 80 شروع به سرمایه‌گذاری وسیع در فناوری کامپیوتر کردند. پس از پیشرفتهای فراوان در صنعت کامپیوتر مانند توسعه‌ی زبان برنامه‌نویسی لوگو توسط سیمور پاپرت (Seymour Papert) دانش‌آموزان توانستند با سرعت دلخواه خود و آزاد از محدودیتهای حضور در کلاس درس بیاموزند. زمانی‌که کامپیوتر وارد خانه‌ها شد و مدارس بالأخره موافقت خود را با اتصال به اینترنت اعلام کردند، شبکه‌های یادگیری غیرهمزمان شروع به شکل‌گیری کردند. این شبکه‌ها، یادگیری در کلاس درس را ارتقاء بخشیدند و منجر به ایجاد مدل معادل جدیدی برای فراگیران تنها شدند.

ب) برپایه‌ی تئوری ساخت‌گراییبا استفاده از وب دانش‌آموزان می‌توانستند به منابع آنلاین دسترسی داشته باشند و با استفاده از ایمیل و دیگر فضاهای گفتگو به طور غیرهمزمان با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. ترکیب آموزش همزمان و غیرهمزمان بسیاری از مراکزآموزشی را قادر ساخت که دوره‌های آموزشی متنوعی را به فراگیران ارائه دهند. امروزه پیشرفتهای شگفت‌آور رسانه‌ای باعث شده که مرز میان تولیدکننده‌ی محتوا و مصرف‌کننده‌ی محتوا از بین برود و یادگیری غیرهمزمان تأثیر خود را روی محتوای آموزشی بیش از پیش نشان دهد. گسترش وبلاگها و ویکی‌ها (Wikis) فرصتهای بسیار زیاد و جدیدی را برای یادگیری در اختیار دانش‌آموزان قرار داده‌اند.

توسعه‌ی یک شبکه‌ی غیرهمزمان

آن‌گونه که والتونن-مور و همکاران (2006) نشان داده‌اند توسعه‌ی یک شبکه‌ی یادگیری غیرهمزمان در پنج مرحله صورت می‌گیرد که این مراحل از این قرارند:

شبکه‌ی یادگیری غیرهمزمان شبکه‌ای است که از ترکیب شبکه‌ی فراگیران با شبکه الکترونیکی که در آن با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند، به وجود آمده است. از میان ابزار مورد نیاز برای یادگیری غیرهمزمان می‌توان به اینترنت، اینترانت، اکسترانت، وبلاگ، ایمیل، اسکایپ، گوگل، ویدئو و پادکست اشاره کرد.

1. معرفی: این اقدام می‌تواند به صورت ارائه‌ی یک بیوگرافی کامل یا یک سری سؤالات جهت آشنایی انجام شود. در این مرحله اعضای شبکه (اجتماع) یکدیگر را می‌شناسند و یک رابطه‌ی اولیه بر پایه‌ی احساسات و عواطف انسانی، با یکدیگر برقرار می‌کنند. ویژگی بارز این مرحله تلاش مجدانه‌ی اعضای شبکه برای اثبات ویژگیهای انسانی خود در یک رسانه‌ی فاقد احساسات است.

2. یکی شدن با گروه: اعضای گروه با ارجاع یکدیگر به ویژگی‌های مشترکشان سعی می‌کنند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و معیارهای یک ارتباط موفق را به وجود آورند یا آنها را تقویت نمایند.

3. ارتباط: اعضا شروع به برقراری ارتباط با یکدیگر و به اشتراک‌گذاری اطلاعات می‌کنند. برای مثال اگر شبکه‌ی ایجادشده مربوط به یک دوره‌ی درسی آنلاین باشد، دانش‌آموزان می‌توانند درباره‌ی محتوای دوره با یکدیگر بحث و گفتگو کنند.

4. انسجام گروهی و تفکر شخصی: اعضای گروه درباره‌ی ایده‌ها و نظرات یکدیگر اظهارنظر می‌کنند و همزمان درباره‌ی نظرات خود تفکر می‌کنند.

5. پرسشهای گسترشی: تا به اینجا اعضا احساس خوبی از بودن در گروه دارند، روی محتوا تمرکز کرده‌اند و به تفکرات و تجارب یکدیگر احترام می‌گذراند و حالا زمان آن فرا رسیده است که نه تنها پست‌ها و نظرات خود را به اشتراک بگذارند بلکه "بلند فکر کنند" و در معنی‌سازی‌های شخصی مشارکت نمایند.

نقاط قوت یادگیری غیرهمزمان

مهمترین مزیت یادگیری غیرهمزمان برای دانش آموزان این است که آنها این آزادی عمل را دارند که در هر زمان و هر مکانی که خودشان انتخاب کنند به محتوای آموزشی دسترسی داشته باشند. این روش یادگیری همچنین محیطی را برای دانش‌آموزان فراهم می‌کند که در آن میزان ارتباط آنها با یکدیگر بسیار بالا است. از آنجا که دانش‌آموزان می‌توانند بدون وقفه ایده‌های خود را بیان کنند نسبت به کلاس درس سنتی زمان بیشتری را برای فکر کردن و پاسخ دادن به محتوای آموزشی در اختیار دارند. علاوه بر این دوره‌های یادگیری غیرهمزمان می‌توانند طیف وسیع‌تری از دانش‌آموزان را نسبت به دوره‌های همزمان پوشش دهند. مزیت دیگر یادگیری غیرهمزمان این است که تقریباً هر اتفاقی که در این فضا روی دهد، ثبت می‌شود. تمام مواد و ارتباطات آموزشی به صورت الکترونیکی آرشیو می‌شوند و شرکت‌کنندگان می‌توانند هر زمان که خواستند به مرور نکات آموزشی بپردازند.

منابع:

www.umich.edu (سایت دانشگاه میشیگان)
ww.k12academics.com

تیم تحقیق و پژوهش سمیم