برنامه‌ی درسی (curriculum) یکی از ارکان بسیار مهم نظام آموزشی است. بر خلاف تصور بسیاری، هدف برنامه‌ی درسی تنها ارتقاء آموزش به معنای بالا بردن شناخت دانش‌آموزان از دنیای پیرامونشان نیست بلکه بسیاری از کیفیتهای دیگر نیز برای داشتن رفاه و عملکرد کارآمد در اجتماع مورد نیاز هستند و از اینرو لازم است که برنامه‌ی درسی فضایی را نیز به این کیفیتها اختصاص دهد. در همین حال که برنامه‌ی درسی باید کاربردی باشد، نیاز است برنامه‌ای از طرف طراحان آموزشی تدوین گردد که از پیوستگی لازم نیز برخوردار باشد تا دانش‌آموز در مسیر خود به سمت رشد و تعالی دچار سرگشتگی و اختلاط مباحث نشود.

نیازهای متعدد دانش‌آموزان برای تبدیل شدن به فردی مفید باعث می‌شود که طراحی برنامه‌ی درسی کاری بس دشوار و چالش‌برانگیز باشد. برای مثال هر برنامه‌ی درسی باید دروسی را در خود جای دهد که مهارتهای حرفه‌ای را در دانش‌آموز کشف و او را مثلاً برای تبدیل شدن به یک معمار، مدیر تجاری و یا یک مکانیک در مسیر درست راهنمایی کند. بنابریان فضای قابل توجهی از برنامه‌ی درسی باید به تقویت مهارتهای فنی، اقتصادی و طراحی اختصاص یابد. در همین حال بخشی از برنامه‌ی درسی نیز باید به آموزش مهارتهای فنی همچون نجاری، آشپزی، برقکاری، باغبانی و ... معطوف شود زیرا هر فردی در هر طبقه‌ای از اجتماع نیاز به دانستن هر چند سطحی این مهارتها دارد.

ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود و والدین و البته جامعه از برنامه‌ی درسی انتظار دارند که علاوه بر دانش نظری و فنی، ارزشهای اجتماعی و اخلاقی را نیز به فرزندانشان آموزش دهد و ویژگیهایی همچون صداقت، جوانمردی، ادب، تحمل و احترام را در آنها پرورش دهد تا دانش‌آموز برای یک زندگی متمدنانه آماده شود. توجه به آمادگی جسمانی و مهارتهای ورزشی بُعد دیگر یک برنامه‌ی درسی استاندارد محسوب می‌شود. دانش‌آموزان باید آمادگی جسمانی قابل قبولی داشته باشند و برای انجام ورزشهای مادر مانند شنا و ژیمناستیک آموزش ببینند. آموزش مهارتهای ورزشی شاید به لحاظ اقتصادی توجیهی نداشته باشد و همچنین در آینده‌ی شغلی دانش‌آموز به طور مستقیم تأثیرگذار نباشد اما یک برنامه‌ی درسی کامل باید به تمام ابعاد رشد و تعالی دانش‌آموز توجه کند.

با این وجود تحقیق دانشمندی به نام وارتلا (Wartella) در سال 1995 نشان داد بسیاری از مطالعاتی که تأثیر منفی تماشای برنامه‌های تلویزیونی بر یادگیری دانش‌آموزان را نشان داده‌اند، فاقد داده‌های تجربی لازم بوده‌اند و پیش‌فرض منفی محققان سبب شده‌ است که به نتایج نادرستی دست یابند. وارتلا پس از بررسی‌های دقیق به این نتیجه رسید که دانش‌آموزان نه تنها بینندگان منفعل برنامه‌های تلویزیونی نیستند بلکه بسیار پویا و فعال به تماشای این برنامه‌ها می‌نشینند. علاوه براین وی به برنامه‌هایی در تلویزیون اشاره کرد که نه تنها باعث ایجاد بی‌علاقگی نسبت به مدرسه در دانش‌آموزان نشده‌اند، بلکه در بلندمدت تأثیرات بسیار مثبتی روی یادگیری و موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان داشته‌اند.

اهمیت به‌روز رسانی برنامه‌ی درسی

به‌روز رسانی، یکی از نیازهای مهم یک برنامه‌ی درسی استاندارد می‌باشد زیرا ارزشهای فردی و اجتماعی در طول زمان تغییر می‌کنند و مهارتهایی که برای دانش‌آموزان یک دوره مورد نیاز و ارزشمند هستند، ممکن است با گذشت زمان از ارزش آنها کاسته شود. برای مثال آموزش خط روزگاری از ارزش بسیار بالایی برخوردار بود اما امروزه با وارد شدن به عصر تکنولوژی و هجوم رایانه و لپ‌تاپ به فضاهای آموزشی، تایپ کردن تکالیف ببیش از پیش معمول شده است و به همین دلیل ارزش این دسته از مهارتها افزایش یافته است. یا اینکه در روزگاری آموزش مهارتهای بوکس در مدارس معمول بود اما امروزه با مطرح شدن مسائل اخلاقی و بهداشتی، این دسته از مهارتها ارزش خود را از دست داده‌اند. بنابراین لازم است که برنامه‌ی درسی و متعاقب آن محتوای درسی به صورت مداوم به‌روز رسانی شود تا منعکس‌کننده‌ی مهمترین دغدغه‌ها و نیازهای دانش‌آموزان یک دوره باشد.

5 معیار برای طراحی و توسعه‌ی برنامه‌ی درسی

با توجه به آنچه گفته شد لازم است اکنون اصول پایه‌ای طراحی و توسعه‌ی یک برنامه‌ی درسی استاندارد برشمرده شوند و معیارها و اجزای چنین برنامه‌ای مورد بحث قرار گیرند. بر این اساس 5 اصل تشکیل‌دهنده‌ی یک برنامه‌ی درسی استاندارد عبارتند از:

1. تعادل برنامه‌ی درسی

2. عرض و عمق برنامه‌ی درسی

3. انسجام برنامه‌ی درسی

4. استمرار برنامه‌ی درسی

5. پیشرفت برنامه‌ی درسی

در ادامه توضیحاتی درباره‌ی هر یک از این 5 اصل ارائه می‌گردد.

1. تعادل برنامه‌ی درسی: یک برنامه‌ی استاندارد درسی باید پیش از هر چیز یک برنامه‌ی متعادل باشد. حفظ تعادل در برنامه‌ی درسی بدین معنی است که طراح یک برنامه نباید جنبه‌هایی از رشد و توسعه‌ی دانش‌آموزان را فدای جنبه‌های دیگر کند بلکه هر یک از ابعاد آموزشی و پرورشی دانش‌آموز باید بسته به اهمیتشان سهم منصفانه‌ای در برنامه‌ی درسی داشته باشند.

2. عرض و عمق برنامه‌ی درسی: دانش، درک و مهارت یک شخص تحصیل‌کرده وسیع‌تر از فردی است که تحصیل نکرده است و از اینرو هرچقدر برنامه‌ی درسی بتواند درک و دانش دانش‌آموز را وسیع‌تر و البته عمیق‌تر کند، به همان میزان می‌توان گفت که برنامه‌ی موفق‌تری بوده است.

طراحان برنامه‌های درسی باید این نکته را به طور جدی مدنظر قرار دهند که بسط دادن برنامه‌ی درسی برای گنجاندن مباحث بیشتر به تنهایی ضامن موفقیت دانش‌آموزان نیست زیرا دانش‌آموزان بسیاری هستند که دامنه‌ی معلوماتشان وسیع است اما علم آنها عمق ندارد زیرا حجم بالای دروس باعث شده معلم فرصتی برای عمق بخشیدن به دانسته‌های دانش‌آموز نداشته باشد.

3. انسجام برنامه‌ی درسی: انسجام، یکی از ویژگیهای مهم برنامه‌ی درسی به ویژه در سطوحی است که قرار است دانش‌آموز از مقطعی به مقطع بعد برود. عدم انسجام در برنامه‌ی درسی باعث می‌شود که دانش‌آموز سرگشته شود و نتواند آنگونه که خواسته‌ی او است چشم‌انداز روشنی برای آینده‌ی خود ترسیم کند.

4. استمرار برنامه‌ی درسی: استمرار برنامه‌ی درسی مقوله‌ای است که عدم توجه به آن می‌تواند مقاطع تحصیلی را از یکدیگر جدا کند و در اهداف کلی آموزش و پرورش اختلالاتی ایجاد نماید. در حقیقت استمرار، حلقه‌ی گمشده‌ای است که می‌تواند میان مقاطع مختلف تحصیلی به خوبی ارتباط برقرار کند و مسیر رشد دانش‌آموزان را برای آنها صاف و هموار سازد. مسیری که در نتیجه‌ی توجه به مهارتهای پایه‌ای در مقطع ابتدایی و سپس تمرکز روی دروس تخصصی در دوره‌های بعد، گاه بسیار ناهموار است و دانش‌آموزان نمی‌توانند این تغییر را مدیریت کنند.

5. پیشرفت برنامه‌ی درسی: پنجمین و آخرین رکن یک برنامه‌ی درسی استاندارد، پیشرفت است. هدف از طرح مبحث پیشرفت در برنامه‌ی درسی این است که تا جایی که ممکن است از تکرار "عمودی" (مثلاً پروژه‌ای در اواخر دوره‌ی ابتدایی به دانش‌آموز داده شود و سپس همان پروژه به عنوان مبحثی در کتاب درسی مقطع بالاتر تکرار شود) و هم‌پوشانی "افقی" (مثلاً درباره‌ی یک شخصیت هم در درس ادبیات و هم در درس تاریخ مطالبی به دانش‌آموز ارائه گردد) جلوگیری شود.

برای رعایت اصل پیشرفت در برنامه‌ی درسی لازم است طراحان این برنامه در مقاطع مختلف تحصیلی تعامل خوبی با یکدیگر داشته باشند و از چند و چون کار یکدیگر آگاه باشند تا مبادا عدم هماهنگی آنها باعث شود که دانش‌آموز در این میان آسیب ببیند.

برنامه‌ی درسی مارپیچی چیست؟

برنامه‌ی درسی مارپیچی (spiral curriculum) عبارتی است که برای اولین بار توسط جروم برونر (Jerome Bruner) روانشناس شناختی و نظریه‌پرداز برجسته‌ی برنامه‌ی درسی مطرح شده است. مهمترین اصل در نظریه‌ی برنامه‌ی درسی مارپیچی برونر، "توسعه‌ی مفهومی" است. برونر معتقد است که اندیشه‌های بنیادین درسی در سراسر یک دوره‌ی آموزشی تکرار شوند ولی هر بار که دانش‌آموز به سطح بالاتری می‌رود، این اندیشه‌ها با پیچیدگی بیشتری به او عرضه شوند و منتاسب با رشد دانش‌آموز، این مفاهیم پایه‌ای نیز رشد یابند. (در مقالات بعدی به تفصیل درباره‌ی برنامه‌ی درسی مارپیچی بحث خواهد شد).

این مقاله برگرفته از فصل نهم کتاب معنا بخشیدن به آموزش (Making Sense of Education) اثر دیوید کار (David Carr) می‌باشد.

تیم تحقیق و پژوهش سمیم